خدمتکاران عزیز من

 با وجود اینكه به شما می­گویم دیگر پیام و مطلبی نخواهم گفت می‌بینم به انجام همین كاری مبادرت می‌كنم كه نمی‌خواهم انجام دهم. علت این است كه بسیاری از شما كارهایی انجام می‌دهید كه من نمی‌خواهم انجام دهید.
روز پنجشنبه مجبور بودم پیامی را به شما بدهم چرا كه انتظار آن را داشتید. موضوع این پیام این بود كه شما فرزندان من هستید زیرا با وجود این همه صحبت‌ در مورد خانواده­ی بابا، درمیان شما كه فرزندان یك پدر هستید احساس خویشاوندی بیشتر جنبه­ی تصنعی دارد تا حقیقی.
فرزندان واقعی یك پدر نباید به ظاهر یكدیگر را با لبخند در آغوش گیرند و در عین حال دل‌هایشان نسبت به یكدیگر تیره باشد بلكه آنها باید خیرخواه هم بوده و در این راه از خودگذشتگی نشان دهند.
شما اگر مرا پدر حقیقی خود بدانید همه­ی اختلافات شما و همه­ی مشكلات فردی شما در اقیانوس عشق من محو می‌گردد....
مگر اینكه در دل خود احساس برادری داشته باشید، در غیر این صورت كلامی را كه به نام من می‌گویید و به چاپ می‌رسانید تو خالی هستند فرسنگ‌ها كه در راه من سفر می‌كنید صفر می‌باشد و تشكیلاتی كه برای كار من بر پا می‌سازید فقظ ظاهری از فعالیت را می‌رساند و بناهایی كه می‌خواهید مرا در آن جای دهید مكان‌هایی تو خالی هستند و تمام مجسمه‌هایی كه از من می‌سازید تا مرا در آنها جای دهید مجسمه‌های شخص دیگری است.
من با شما خیلی صبور بوده‌ام، چرا كه شما در عشق من كودكان كوچكی بوده‌اید و كودكان باید نوعی به بازی سرگرم باشند. اما اكنون شما پا به سن گذاشته‌اید و دارید تشخیص می‌دهید كه كار بزرگتری از آنچه قبلاً انجام می‌دادید در پیش است و شما در فكر و دل خود به جستجوی ماهیت این كار پرداخته‌اید.
این با كاری كه قبلاً انجام می‌دادید تفاوت ندارد، این همان كار است اما طریق انجام آن طوری دیگر است. طریق آن از وجود خود خلاصی یافتن و از طلسم خویش بیرون آمدن است، یعنی هر چه بیشتر برای من كار كنید كمتر در وجود خود احساس اهمیت خواهید كرد. شما همیشه باید به خاطر داشته باشید كه فقط من هستم كه كار را انجام می‌دهم... من به شما اجازه می‌دهم كه برای من كار كنید تا فرصتی برای استفاده از استعدادها و توانایی های خود به گونه‌ای عاری از خودخواهی داشته باشید و بدین­سان خود را به من نزدیك­تر سازید....
كار من فرصتی است برای شما. اما وقتی بخود اجازه می‌دهید كه ما بین خودتان و كار من مداخله كنید به خود اجازه داده‌اید كه آن كار، شما را از من بگیرد. وقتی شما كار مرا در جلوی خود می‌گذارید آن كار به درستی انجام می‌گیرد اگر چه ممكن است بدون اشكال انجام نپذیرد. وقتی كار به خوبی انجام نگرفت یعنی شما خودتان را ما بین آن و نتایج آن قرار داده‌اید.
طریق كار من، طریق وجود خود را از یاد بردن است و این راه، راه قدرت است نه ضعف و شما از این طریق در عشق من پخته می‌شوید.....