|
مکانهای بابا در احمدنگر
و مهرآزاد
|
|
|
|
مجموعه مهرنظر |
|
|
|
مجموعه مهرنظر سابقاً به نام بخش خوشرو
یا مجموعه ادی شناخته شده بود
که آن وابسته به زندگی بابا و کار مهربابا بری دههها بودهاست.این
مجموعه در خیابان کینگ، نزدیک سینما ديیالی ميباشد |
|
|
|
اتاق اوتار
مهربابا |
|
|
|
|
این یک ارگان عمومی ماندگار هست که توسط مهربابا در سال 1959پایه ریزی
گردیدهاست. امروزه با اهدائيهای عاشقان بابا از سراسر دنیا حمایت
ميگردد. این مجموعه به دو قسمت تقسیم گردیدهاست. مکانهائی بری
مندليها و اعضاء ثابت و ... و راهبری پروژههای ماندگار و بخش دوم
فعالیتهای صورت گرفته در مکانهای مهرآباد از جمله توسعه و خرید
زمینها، ساختمان سازی با امکانات برای زائرین و کارمندان و همچنین
کلینک، بیمارستان، ساختمان مدرسه و خوابگاه زائران |
|
|
|
دفتر ثبت نام زائرین |
|
|
|
این دفتر کلیه امور مربوط به زائرین مهربابا را به انجام ميرساند.
ثبت نام زائرین
خارجی
پاسخگوئی به سوالات شما و
یا اگر کمکی در ارتباط بلیط هواپیما، ویزا،
حمل و نقل و ... داشته باشید کارمندان
این دفتر به شما کمک لازم را
خواهند نمود.
در آنجا جعبههای بانکی برای نگهداری چیزهای با ارزش مثل گذرنامه،
بلیط، پول نقد و
یا چکهای مسافرتی و .. موجود است که ميتوانید از
آنها استفاده نمائید. چمدانها را هم ميتوانید برای
یک زمان کوتاه در
آنجا در جعبههای چوبی که بیرون از اتاق قرار گرفته نگهداری کنید (نه در
طول شب) البته
این دفتر هیچ مسئولیتی را در ارتباط با اشیاء شما به عهده
نميگیرد و مسئولیت آن کامل به عهده خود شما خواهد بود
دفتر ثبت نام از ساعت 10 صبح تا 6 بعدازظهر هر روز باز می باشد
جهت امر ثبت نام بین روزهای دوشنبه تا جمعه از ساعت 10صبح تا 1
بعدازظهر و 4 تا 6 بعدازظهر ثبت نام مينماید. |
|
|
|
دفتر سرپرستی |
 |
|
|
|
دفتر سرپرستی فراهم کننده کمکهای ضروری در زمانهائی است که دفتر ثبت
نام تعطیل ميباشد. دفتر سرپرستی
یک لیست از دکترها و کلینیکهای پزشکی
در منطقه را دارد. |
|
|
|
مرکز احمدنگر اوتار مهربابا |
 |
|
|
|
این مرکز در سال 1959 توسط مهربابا گشوده گردید. دراین مکان
برنامههای موزیکهای پرشور و گرم هندی هر شنبه بین ساعت
6/30 بعدازظهر
تا 8 شب دایر ميباشد. در ضمن برنامه گستردهتر موزیک آن درایام تولد
مهربابا ميباشد. |
|
|
|
اتاق مهربابا |
|
|
|
این اتاق در محوطه وقف شده مهربابا قرار دارد که در آن
یک سری عکس و
یادگاری از گذشته به چشم ميخورد. اوپاسنی ماهاراج خود به
ین اتاق
آمده و دعای بابا را در تاریخ 16 ژانویه 1936
خوانده است
|
|
|
|
کتاب فروشی مهرنظر |
 |
|
|
|
کتابهای
مهربابا و درباره مهربابا برای فروش دراین مکان فعال ميباشد
که شما در آنجا ميتوانید کتابها را به زبانهای مختلف از جمله فارسی
بیابید. |
|
|
|
مهرآباد بالا |
|
|
|
مکانهای زیادی در مهرآباد بالا و پائین ميباشد که روزانه جهت دیدن
باز بوده یا با تماس با قسمت کارمندان مهرآباد قادر به مشاهده آنها
خواهید بود |
|
|
|
سمادی مهربابا (مقبره مهربابا) |
 |
|
|
|
سنگهای کوچک ساختمان آن توسط مهربابا انتخاب گردید. ابتدا به صورت
یک
کلبه ساده که در وسط آن گودالی مستطیل شکل وجود داشت برپا گردید. بابا
مدتها در آنجا اعتکاف کردند بعدها کارهای سنگی و گنبد آن صورت گرفت و
بعد هان دام نقاش سوئیسی دیوارهای داخلی آن را به صورت رنگی نقاشی نمود
که سبب زیبائی داخل آن شد. مقبره برای زیارت از ساعت 7 صبح تا
7/45 شب
باز می باشد. آنهائی که خواستار کمک جهت نظافت آن هستند ساعت 6 صبح به
مقبره ميروند که تا6/30 صبح نظافت صورت ميگیرد. دعاهای مهربابا و
مناجاتهای او همه روزه در ساعت 7 صبح و 7 شب خوانده ميشود از زائرین
درخواست می شود که سکوت را در داخل و اطراف مقبره حفظ نمایند.
بیشتر... |
|
|
|
مقبره مهرا |
 |
|
|
|
مهرا، محبوب بابا بدن خود را در می 1989 ترک نمود. مطابق با دستور
اوتار مهربابا مکان به خاک سپاری مهرا در کنار سمادی ميباشد |
|
|
|
مقبره مانی |
 |
|
|
|
مانی، خواهر مهربابا بدن خود را در آگوست 1969 ترک نمود و مطابق با
دستور اوتار مهربابا مکان به خاک سپاری مانی در کنار سمادی ميباشد. |
|
|
|
کابین مهربابا |
 |
|
|
|
این اتاق از چوب و حلب ساخته شده و مکانی است که بدن مهربابا در 31
ژانویه 1969 قبل از قراردادن در مقبره در آنجا گذاشته شده بود.
یک
برانکارد انگلیسی جهت حمل بدن مهربابا استفاده شده بودکه هنوز دراین
اتاق ميباشد.
این اتاق در سال 1935 توسط پادری
یکی از مندليهای نزدیک بابا ساخته
شد. بابا چگونگی ساخت پی سنگی محکم آن را و دیوارهای حلبی آن را به
پادری خود توضیح ميدادند که چندین ماه برپا کردن آن طول کشید بعد
زمانی که فقط قسمتی از آن انجام شد بابا دستور دادند که در
یک هفته
باید تمام شود و
ایشان ميخواهند کارشان را در آن شروع کنند.
بیشتر... |
|
|
|
استراحتگاه مهر |
 |
|
|
|
اصل
آن یک مخزن سنگی آب بود که انگلیسی ها در جنگ جهانی دوم از آن استفاده
می کردند.
این ساختمان جهت یک سری از امور در طی سالیان، مورد
استفاده قرار گرفته است.
در ابتدا مهربابا، زمانی را در آنجا به اعتکاف می
پرداختند. بعد درها و پنجره ها اضافه شدند و پسرهای پراشرام داخل آن می
خوابیدند. در سال 1938 یک طبقه بالای آن و یک برج اضافه گردید. در آن
تعدادی از مریدان زن شرقی و غربی زندگی می کردند(اشرام مهربابا)
امروزه این ساختمان برای موزه، سالن مطالعه و کتاب خانه
استفاده می شود. در موزه چیزهای زیادی در ارتباط با زندگی مهربابا و
کار او وجود دارد. از جمله دوچرخه ، نمونه هائی از دست خط های بابا و
تعدادی لباس از جمله کت وصله شده معروف کملی.
سالن مطالعه قبلاً به عنوان خوابگاه زن ها استفاده می
گردیدو در آن یک سری نقشه از تورهای اتوبوس آبی موجود می باشد. کتاب
خانه تپه مهرآباد، تعدادی کتاب، جزوه، مجلات در ارتباط با
مهربابا دارد. آنهائی که در اقامت گاه مهربابا اقامت گزیده اند(MPC,MPR)،
کتاب ها را جهت خواندن از کتاب خانه با اجازه می توانند خارج کنند.
بیشتر... |
|
|
|
اتاق Cage |
|
|
|
اتاقک های کوچکی که از چوب های بامبو پشت سمادی برپا می
شد. در آنها مهربابا اعتکاف می کردند و با مستان در آنجا کار می کردند.
از جمله مستان کریم بابا را می توان نام برد. |
|
|
|
آرامگاه
مندلی های زن
|
 |
|
در این جا بقایای اجساد و متعلقات مندلی های
زن بابا به خاک سپرده شده اند
بیشتر... |
|
|
|
|
|
|
|
آرامگاه
|
 |
|
|
|
در اینجا باقیمانده اجساد و یا لوازم متعلق به متوفی را
به خاک سپردند از جمله پدر و مادر مهربابا، مادر مهرا، تعدادی از مندلی
های زن نزدیک به مهربابا و در مجاورت آن تعدادی از حیوانات خانگی بابا
نیز به خاک سپرده شده اند
نام مندلی ها عبارتند از:
Mehera's
mother, Nadine Tolstoy, Nonny Gayley, Mildred Kyle, Norina
Matchabelli, Elizabeth Patterson, Adi's mother Gulmai, Naja Irani,
Rano Gayley, Margaret Craske and Kitty Davy.
و
نام حیوانات خانگی مهر بابا عبارتند از :
Chum,
Foundy, Kippy, Cracker, Warrior, and the peacock Moti
|
|
|
|
مهرآباد پائین |
|
|
|
جوپتی
بابا |
 |
|
|
|
در سال 1920 برای مهربابا یک اتاقک سنگی ساخته شد که
بابا در آن مکان سکونت گزیدند و در پایان شب نهم جولای 1925 بابا در
اتاق سکوت خود را شروع نمودند.
بیشتر... |
|
|
|
|
دروازۀ باغ جوپتی |
|
|
پس از اینکه ساختمان جوپتی در 1924 به اتمام رسید، بابا ماندلی ها را
مأمور به کاشتن گیاه یاسمن و سایر درختچه ها و بوته ها دراطراف آن
کردند. یک باغ میوه در جنوب کاشته شد و تمام محوطه با سیم خاردار و
پایه های چوب تیک teakwood محصور شد تا از
ورود احشام جلوگیری شود. باوجودی که دروازه ی اصلی این نیست،اما همان
در مکان دقیق دروازه ی اصلی قرار گرفته است. |
|
|
|
خانه
چوبی
(Table
House) |
 |
|
|
|
یک اتاقک چوبی که مهربابا در آن می خوابیدند. در سال
های 1925 و 1926 کتاب مخفی خود را در آنجا نوشتند که تا این لحظه این
کتاب هنوز مخفی مانده است.این اتاقک در کنار دونی قرار داشت.
بیشتر... |
|
|
|
دونی |
 |
|
|
|
یک سکوی سنگی می باشد که در کنار جاده اصلی قرار دارد
که این سکو دارای یک فضای خالی، بمانند یک کاسه می باشد که در آن آتش
روشن می کنند. اولین بار در ده نوامبر 1925 آتش در آن روشن گردید.
بیشتر... |
|
|
|
سالن
مندلی ها |
 |
|
|
|
در سال 1948 پایه ریزی شد و از آن برای سالن جلسات و
مکانی برای کارمندان یا بازدیدکنندگان استفاده می گردید.
بیشتر... |
|
|
|
کابین
راهوری |
 |
|
|
|
ای کابین مهربابا در اشرام مهربابا در راهوری از سال
1936 تا 1938 بود که به مهرآباد منتقل گردید.
بیشتر... |
|
|
|
آرامگاه |
 |
|
|
|
پشت
این چپرها، که به درخواست مهرا کاشته شدند، قبرهای بیشتر مردان حلقه ی
نزدیک به مهربابا و دو تن از محبوب ترین مست های او قرار دارند. با
وجودی که بابا تک تک این نقطه ها را مشخص نکردند، خود بابا نشان می
دادند که چه شخصی باید در اینجا دفن شود و به هرکدام از مردان انتخاب
سوزانده شدن و یا دفن را می دادند
در این جا بقایای اجساد و متعلقات مندلی های مرد بابا و
تعدادی از مستان به خاک سپرده شده اند که عبارتند از:
Ali Shah, Adi K.
Irani, Dr. Nilu, Vishnu, Gustadji, Pleader, Baidul, Dr. Donkin,
Sarosh, Nariman, Kaikobad, Chhagan Master, Harry Kenmore, Padri,
Feramji Workingboxwalla, Pendu, Adi Jr., and Meherjee Karkaria.
|
|
|
|
مقبره
گلوری شاه |
 |
|
|
|
در سال 1922 یک پیر مسلمان خواست که در منطقه ای که
مشخص نموده که امروزه مقبره اوست به خاک سپرده شود او برای این خواست
خود بیان نمود:
پس از رها کردن بدنم یک مرشد بزرگ به اینجا خواهد آمد و
منزلش را در این جا بنا خواهد کرد و اگر گرد خاک پای او بر سنگ من
بیافتد من به کمال خواهم رسید.
بیشتر... |
|
|
|
ساختمان حمام |
|
|
این مکان تقریبی است که ساختمان های اولیه ی حمام در آنجا بودند: حمام
های اردوگاه نظامی. ساختمان حمام از دو اتاق بزرگ تشکیل شده بود و
مکانی بود که ماندلی های زن در زمان اولین اقامت خود در مهرآباد در سال
1924 و بارددیگر در دوران مهر آشرامMeher Ashram
در 1927-28 در آنجا ساکن بودند. در انتهای غربی یک محوطه ی کوچک خصوصی
توسط حصیرهای بافته شده (تاتاTata
) درست شده بود و یک محوطه ی باز بزرگ در انتهای شرقی قرار داشت که
شامل توالت ها و وسایل آشپزخانه بود که زن ها در آنجا آشپزی می کردند.
وقتی که حضرت بابا جان برای دیدار بابا در اول آوریل 1928 به مهرآباد
آمدند، زن های ماندلی از داخل شبکه های حصیری به آن دیدار در سکوت که
در نزدیک خط آهن برگزار شد، نگاه می کردند. این ساختمان پس از 1928
تخریب شد.
|
|
|
|
کابین مصاحبه |
 |
|
این کابین در اصل برای کیقباد دستور، در سال 1944-45، در نزدیکی مکان
حمام های سابق ساخته شد. در طول ژانویه 1946، بابا در اینجا در اعتکاف
روزه گرفته بودند. ولی پس از تکمیل بیست روز از چهل روز، به سبب صداهای
مختل کننده ی جاده در اینجا، تصمیم گرفتند تا این دوران را در مهرآزاد
ختم کنند. بعدها، بابا از کابین مصاحبه بعنوان مکانی برای استراحت و
مصاحبت با مردم در برنامه های گردهمآیی ساهاوا در دهۀ 1950 استفاده
کردند. از این مکان همچنین در دهه 1970 برای اقامت سه تن از زایرین
استفاده می شد و پس از آن، بعنوان اقامتگاه کارکنان از آن استفاده می
شده است. |
|
|
|
ساختمان قدیم/دارام شالا |
 |
|
این ساختمان در سال 1916 ساخته شد و از آن بعنوان سالن غذا خوری
افسران در اردوگاه نظامی بریتانیا استفاده می شد. درطول نخستین اقامت
بابا در مهرآباد در ماه می 1923، بابا ماندلی ها را واداشتند تا در
حینی که در اداره پست اقامت داشتند، این ساختمان را دوباره سروسامان
بدهند. در طول اقامت کوتاه تابستانی در سال 1924، آن اسب سپید که مهرا
به بابا هدیه داده بود به اینجاآورده شد. بابا نام "صوفی"
Sufiرا به آن اسب دادند و آن را
در ایوان شمالشرقی این ساختمان نگاه داشتند.در طول سالیان، از این
ساختمان برای مقاصد مختلف استفاده می شده، ولی بیشتر بعنوان مکان اقامت
ماندلی ها و چند تن از مست ها بوده است. در طول نخستین اقامت بلند مدت
در مهرآباد، در 21 مارس 1925 (اول فروردین م.)، بابا "بیمارستان و
درمانگاه خیریه ی مهر" Meher Charitable
Hospital and Dispensary
را در این مکان افتتاح کردند. این خیریه برای 19 ماه فعالیت داشت. در
طول این مدت بیش از 7000 بیمار سرپایی و 500 بیمار بستری شده در این
مکان تحت مداوا قرار داشتند. بخشی از ایوان شمالشرقی برای اتاق های عمل
محصور شده بود که عمل های آب مروارید چشم در آنجا انجام می گرفت. در
زمین های سمت شرق یک پناهگاه جذامیان تاسیس شده بود.در ابتدای سال
1927، از این ساختمان بعنوان کلاس های درس برای دبیرستان حضرت باباجان
استفاده می شد. در طول سالیان 1920، بابا در ضلع جنوب غربی، ساعات
زیادی را صرف آرد کردن غلات می کردند. همچنین دیدارها و برنامه های
موسیقی در داخل و اطراف این ساختمان برگزار می شد. بازی هایی مانند
تنیس و والیبال در زمین شرقی آن بازی می شد. بابا از پادری، پندو، آدی
بزرگAdi Senior و ویشنو
بعنوان "چهار ستون مهرآباد" یاد می کردند the
"four pillars of Meherabad " (تمثیلی برای چهار
پایه ی چوبی که سقف لرزان و سست عمارت قدیمی را برپا داشته بودند.)
بابا در می 1934، زمانی که در اتاق جنوب شرقی اقامت داشتند، نکات اعجاب
انگیزی در کیهان شناسی cosmology
را دیکته کردند که به "متن الهی " DivineTheme شناخته
شد.
از زمانی که بابا بدنشان را ترک کردند، بیشتر این ساختمان بعنوان
اقامتگاه زایرین یا دارام شالاDharmashala
مورد استفاده بوده است. در 1982 نیمه ی جنوبی ساختمان برای ایجاد فضای
بیشتر برای اقامتگاه زایران تخریب شد و سپس بازسازی گشت.
|
|
|
|
مکان برج یادمان
این نقطه، در طول یکی
ازپرماجراترین هفته های زندگی مهربابا و نزدیکان او، جشن گرفته شد. در
دسامبر 1944 بابا تصمیم گرفتند که برای نخستین بار تولد مهرا را در
حضور عموم جشن بگیرند. یکی از نزدیکان مسن، دایی مادر بابا، به نام
ماساجی Masaji برای آماده
کردن مقدمات جشن مشغول کار بود که در اتاق خودش در ساختمان قدیمی، در
نوزدهم دسامبر دچار ایست قلبی شده و فوت می کند. بابا و نزدیکانش بدن
ماساجی را درون یک تابوت قرار دادند که در این مکان دفن شد.
در 21 دسامبر ارنواز و نریمان داداچانجی Arnavaz
And Nariman dachanji
در احمدنگر ازدواج کردند. عمو/دایی؟ آنان،
فرامرزFramrose داداچانجی (چانجی
Chanji )، یکی دیگر از
ماندلی های قدیم بابا، چهار ماه قبل در کشمیر از دنیا رفته بود. در روز
بیست و سوم بابا تمامی مدعوین جشن ازدواج و تمام پیروان محلی خودشان را
در این نقطه از مهرآباد فراخواندند. بابا رختخواب چانجی را که لوله شده
بود در یک چاله ی کم عمق که در نزدیکی قبر ماساجی بود قرار دادند. سپس
آدی بزرگ پیامی را که بابا به این مناسبت دیکته کرده بودند خواند ،
پیشکش کردن یک برج یادمانMemorial Tower
در آینده برای یادآوری فوت مریدان مرشد. همانطور که آدی نام هریک از
رفتگان را می خواند، بابا یک گل سرخ به درون حفرۀ پایه می انداختند.
صبح روز بعد، گولو Gulu ،
همسر برادر بابا، آدی کوچک، پس از به دنیا آوردن پسرش،
داراDara ، از دنیا رفت. ولی در
روز بعد، 25 دسامبر، تولد مهرا طبق نقشه، با سورو سات فراوان جشن گرفته
شد.
در سپتامبر 1954 یک سایبانی از چادر و محل اقامت موقت در این مکان برای
دیدار بابا با مردان برپا شد که در آن بابا اعلام
نهاییfinal
declaration خویش را بیان
کردند.
|
|
|
|
سرای اپاسنی |
|
|
در اوایل سال 1925، برای اسکان ملاقات کنندگان بابا، یک ساختمان موقت
که دارام شالا خوانده می شد در شمال چاه اصلی (مکان موتورخانه کنونی)
ساخته شد. در سپتامبر 1925 یک ساختمان دوم در سمت جنوب چاه اصلی ایجاد
شد. برای ادای احترام به یکی از مرشدان بابا، اپاسنی ماهاراج، نام این
ساختمان را "اپاسنی سرای" Upasni Serai
(مهمان پذیر اپاسنی inn)
گذاشتند. در این اقامتگاه و مهمانپذیر، زایران فقیر با خوراک، اقامت و
پوشاک رایگان پذیرایی می شدند. حتی گاهی بابا با کمک ماندلی ها زایران
را استحمام می کردند. روزانه سی و پنج نفر می توانستند از امکانات سرای
اپاسنی استفاده کنند. این ساختمان های موقت نیز تا نوامبر 1926 تخریب
شدند. |
|
|
|
مدرسۀ حضرت باباجان |
|
|
از همان روزهای نخست اقامت در مهرآباد، کودکان محل جذب
بابا شدند. او کودکان را تشویق می کرد تا هرروز، معمولا در سایه درخت
نیم که در راه اداره ی پست در کنار جاده بود، به دیدار او بیایند. بابا
با آنان راه می رفت و با آنان آواز می خواند و خوراکی های خوب به آنان
می داد. پس از اینکه بابا برای نخستین اقامت طولانی به مهرآباد بازگشت،
تعداد کودکانی که هر روز می آمدند رو به افزایش گذاشت. در پاسخ به نیاز
این کودکان که عموماٌ فقیر بودند، بابا در 25 مارچ 1925 یک مدرسه ی
شبانه روزی رایگان دراینجا افتتاح کردند. نام این مدرسه را به احترام
نخستین مرشد او، حضرت باباجان نام نهادند. تمام کودکان از هر طبقه و
کیش و مذهب در این مدرسه راه داشتند که این خود یک فکربسیارمتفاوت،
مترقی و بنیادین در آن زمان بود. در ابتدا، مدرسه از حصیرهای بافته شده
ی ساده تشکیل شده بود، ولی ظرف چند ماه یک ساختمان بزرگتر با ورقه های
موجدار فولادی ساخته شد. سال بعد همین مدرسه ی پسرانه باردیگر گسترش
یافت و بیش از 200 شاگرد در آن ثبت نام کرده بودند. مدرسه ی کوچکتر
دخترانه ی حضرت باباجان، در مکان اداره ی پست و در چند مکان در ارنگان
و در زمان های مختلف کلاس های مختلف برگزار می کرد. شهریه، خوراک و
پوشاک در این مدرسه ها رایگان تامین می شد و تاکید آن بر تحصیلات،
تغذیه، نظافت، انضباط و ورزش بود. این ساختمان نیز تا نوامبر 1926، در
پایان نخستین اقامت طولانی بابا در مهرآباد، جمع آوری شد. ظرف چند ماه،
دبیرستان حضرت باباجان درساختمان قدیم که بیمارستان آنجا بود، دوباره
افتتاح شد. |
|
|
|
ادارۀ پست |
|
|
اینجا محل یک ساختمان سنگی بوده که بعنوان اداره ی پست در اردوگاه
نظامی، توسط انگلیسی ها ساخته شده بود. از همان ابتدا، هرگاه بابا و
مندلی ها در مهرآباد زندگی کردند: از می 1923 تا اواخر 1924، آنان در
این ساختمان به سر بردند. سپس نخستین زنان مندلی تا آخر سال 1926 در
اینجا منزل داشتند. این ساختمان که طول و عرض آن 30 در 18 فوت بود، سه
پنجره در دیوار جنوبی داشت و یک در ورودی در دیوار شمالی. از ایوان
بزرگ شرقی و جنوبی برای گردهمآیی ها و گاهی برای کلاس مدارس پسرانه و
دخترانه استفاده می شد. در آن زمان، یک محوطه ی بزرگ از حصیربافته شده
در ضلع شمالی ایجاد شده بود که حریم خصوصی را تامین می کرد. این محوطه
شامل یک آشپزخانه بود که زنان خوراک آن محله
colony را در آنجا می
پختند و همچنین توالت ها هم در آن محوطه قرار داشت.
از
ادارۀ پست درطول دومین اقامت طولانی در مهرآباد، برای اقامت گروه های
خانوادگی استفاده می شد و بعدها مهربابا یکی از مریدانش را به نام
پلیدر به روزه داشتن و عزلت نشینی برای ماه ها در آنجا واداشتند.ادارۀ
پست برای مهرا مکانی ویژه و با اهمیت بود. در اینجا، در نوزدهم ماه می
1923، او برای نخستین بار در برابر بابا سجده کرد و بابا به خانواده
مهرا گفتند که او را به ازدواج کردن وادار نکنند. در همینجا بود که
بابا، نقش مهرا را به عنوان محبوب خود، برای او آشکار کرد.
هم اینجا بود که باباجان و مهربابا با یکدیگر در ارتباطی ساکت دیدار
کردند. وقتی که در اول آوریل 1928 حضرت باباجان به مهرآباد آمدند، در
این راه که نزدیک اداره ی پست است ایستادند و بابا از بالای تپه به
پایین آمدند و در غرب ریل های خط آهن ایستادند. در 1933، دولت انگلیس
دستور داد تا اداره ی پست تخریب شود. ولی در همان زمان، طبق نقشه ی
بابا برای بازگردان آشرام زنان از شهر ناسیک Nasik
به مهرآباد، برخی از ساختمان های جدید بر روی تپه در حال احداث بودند.
بنابراین، بخشی از ساختمان اداره ی پست تخریب شد و از مصالح آن برای
ساخت پایه های یک آشپزخانه، یک مخزن آب، و بعدها کابین بابا بر روی تپه
استفاده شد. در 1938 مابقی ساختمان اداره ی پست تخریب شد و سنگ های آن
برای بازسازی اساسی آشرام بالای تپه مورد استفاده قرار گرفت، به ویژه
برای پی کنی ساختمان ها ، که مهم ترین استفاده در بازسازی آرامگاه یا
حرم بابا بود.
|
|
|
|
آشپزخانه |
 |
|
این ساختمان با استفاده از سنگ های اداره ی پست پایه ریزی شد و در 1933
در نزدیکی سالن غذاخوری مهر آشرام ساخته شد. از اتاق بزرگ برای سالیان
زیاد بعنوان آشپزخانه اصلی برای آشرام مهر استفاده می شد. قبل از اینکه
کابین بابا در 1935 ساخته شود، بابا در اتاقک غربی این آشپزخانه
استراحت می کردند. از 1935 به بعد، آن اتاق مورد استفاده استحمام زن
های ماندلی بود. اتاق های استحمام بابا و مهرا در انتهای شرقی در زمان
ساختن در سال 1938 اضافه شدند. از آن زمان، خوراک بابا که توسط مهرا
تهیه می شد، در اتاقک شرقی آشپزخانه برایشان فرستاده می شد.
منساریMansari ، از سال
1950 تا زمان فوتش در 1997 از این سه اتاق اصلی بعنوان منزلگاه و انبار
خود استفاده می کرد. در اوایل دهه ی 1970 اتاق نگهبان در ضلع غربی
ساختمان و نانوایی باکری پزیBakri
kitchen در مجاورت موری
بابا Baba's
mori به این مجموعه اضافه شد. |
|
|
|
اقامتگاه خانواده ها |
|
|
از 1925، خانواده های مختلف نیز بخشی از مجتمع مهرآباد شدند. در طول
اقامت های طولانی مدت در دهه ی 1920، ناحیه ی جنوب اداره ی پست مکانی
بود که در آن چند ساختمان برای اسکان خانواده ها در نظر گرفته شده بود
که ساختار آن همان روش ساده و موقت رایج در آن زمان بود. ولی آنچه که
از آن به نام اقامتگاه خانواده ها Family
Quarters یاد می شود، چند ساختمان در روستای
ارنگان بود که اینک مرکز بهداشت مهرMeher Health
Centre خوانده می شود. این سختمان ها که
دیوارهای گلی داشتند، همچنین در مقاطع مختلف زمانی برای مدارس دخترانه
و پسرانه ی حضرت باباجان و برای شروع مهرآشرام مورد استفاده قرار می
گرفتند. ولی بیشتر اوقات از آن ها بعنوان اقامتگاه خانواده های تعدادی
از مندلی ها در طول سال استفاده می شد. بخش عمده ی اقامتگاه خانواده ها
در دهه ی 1970 تخریب شد تا که مرکز بهداشت مهر و اقامتگاه جدید برای
کارکنان آن بتواند ساخته شود. |
|
|
|
اقامتگاه دکتر دانکین |
|
|
این ساختمان دو اتاقه در سال 1944 برای ویشنو
Vishnu و مادرش کاکوبای Kakubai
ساخته شده بود. در یکی از عصرها در زندگی جدید
New Life، همراهان بابا آخرین غذای خود را قبل
از ترک مهرآباد، در اینجا صرف کردند. در سال های 1950 تا 1960، دکتر
ویلیام دانکین Dr.
William Donkin از این
اتاق ها برای مسکن شخصی خودش استفاده می کرد. در دهه ی 1970 از آن
بعنوان اتاقی استفاده می شد که شش تن از زایران، برای اقامت های چهار
روزه ی خودشان، در آنجا سکونت می کردند. ساختمان های پشت در آن دوران
جهت سالن غذاخوری و آشپزخانه برای زایران ساخته شد. |
|
|
|
مکان خاص |
|
|
مکان خاص، به معنی "خانه ی برگزیدگان"، نامی بود که بابا به اقامتگاه
مردان ماندلی در طول نخستین اقامت طولانی در مهرآباد داده بودند. این
ساختمان که با دیوارهای حصیری وسقفی از فولاد موجدار در چهارم سپتامبر
1925 به پایان رسید.این ساختمان مربع شکل بود و به ارتفاع 30 فوت و
رختخواب ها دراطراف آن به خط شده بودند و یک در ورودی در وسط دیوار جلو
قرار داشت و در وسط دیوار عقب مکان نشستن بابا بود.
بابا در شب قبل از شروع سکوتشان (نهم جولای 1925) پس از اینکه دستورات
نهایی خود را به ماندلی ها دادند، برا ی استراحت وارد جوپتی شدند. در
این دستورات نهایی و مفصل ، بابا به مردها یادآوری کردند که همیشه در
شب با خود چراغ دستی همراه داشته باشند، زیرا او از آنان در برابر همه
چیز محافظت خواهد کرد بجز نیش مارها! چند دقیقه پس از اینکه بابا وارد
جوپتی شدند، پادری Padri
برای قضای حاجت رفت و با یک مارکبرا برخورد کرد. او فریاد زد، "مار!" و
سایر مردها با چوب برای کشتن مار آمدند. بابا از جوپتی بیرون آمدند تا
ببینند این اختلال برای چیست و از اینکه پادری
Padr از دستور بابا اطاعت
کرده و چراغ همراه داشته خشنود شدند. پادریPadri
چوبی به بابا داد و بابا با آن سر کبرا را له کردند. بابا سپس به اداره
پست که زنان در آن زندگی می کردند رفتند. بابا به آنان گفتتند که آنان
خوش اقبال بودند که این ماجرای مار اتفاق افتاد، زیرا به آنان فرصتی
داد تا یک بار دیگر صدای بابا را بشنوند. آنان نمی دانست، ولی بابا می
دانست، که آنان دیگر سخن گفتن بابا را نخواهند شنید.این ساختمان در
نوامبر 1926 جمع آوری شد و چند ماه بعد، در طول دومین اقامت طولانی در
مهرآباد، یک مکان دیگر در شمال چاه اصلی ساخته شد. |
|
|
|
مرکز
سلامت مهر |
|
|
|
یک کلینک روستائی مجانی است که اولین بار در سال 1974
گشوده گردید. |
|
|
|
مرکز تحصیلات
زارعین |
|
|
|
یک مرکز ارزیابی کردن پروژه های زراعتی در بهبود بخشیدن
زمین های خشک کشاورزی می باشد. |
|
|
|
بیمارستان مهر |
|
|
|
این بیمارستان که با امکانات خوبی تاسیس گردیده است
دارای کلینیک پزشکی مسافرتی نیز می باشد. |
|
|
|
مهرآزاد |
 |
|
|
|
مهرآزاد در حال حاضر محل خصوصی اقامت تعدادی از مندلی
های زن نزدیک به مهربابا است. روزهای سه شنبه و پنج شنبه از ساعت 11
صبح تا 3 بعد از ظهر و یکشنبه از
10/45 صبح تا 12/30 بعد لز ظهر برای
بازدیدکنندگان باز است. |
|
|
|
اتاق
بابا |
 |
|
|
|
در واقع خانه یلاقی مهربابا بود. جائی که مهربابا در شب
ها بعد از سال 1956 در آنجا استراحت می کردند. اکنون پس از گذشت سال ها
مبله گردیده است. در اتاق مهربابا، تخت خواب مهربابا، صندلی مهربابا،
موهای مهربابا و ... هنوز موجود می باشد. |
|
|
|
سالن
مندلی ها |
|
|
|
مهربابا با مندلی های مرد روزانه در این اتاق ملاقات می
کردند. این اتاق در اصل یک گاراژ و اصطبل بود.به
آن بعداً سقف، کف و
پنجره ها اضافه شدند. در این اتاق صندلی مهربابا، تعدادی از عکس های
مهربابا و نقاشی های مهربابا موجود می باشند. |
|
|
|
اتوبوس
آبی |
 |
|
|
|
این اتوبوس آبی مهربابا و مندلی های زن او را در هند در
آخر دهه های 1930 تا دهه 1940 حمل می کرد.
در سال 1949 بدنه اتوبوس روی یک پایه فلزی قرار داده شد
و بابا از آن به همانند یک کابین کوچک استفاده کردند. داخل این کابین
تخت مهربابا هست. بابا در آن یک اعتکاف داشتند. که چهل روز به طول
انجامید و به اعتکاف بزرگ نام گرفت (از 26 ژانوی تا 31 ژانویه یعنی
روزی که بدن خود را رها
کردند) |
|
|
|
کاروان
زندگی جدید |
|
|
|
این کاروان، کاروان چوبی آبی نامیده شد و برای یک زمان
کوتاه بعنوان محل خواب خانمها در زندگی جدید استفاده میشد. امروزه آن
را به صورت ثابت در مهرآزاد برای بازدید زائرین قرار داده اند. |
|
|
|
تپه
اعتکاف |
 |
|
|
|
این تپه قبلاً تپه تمپی پائین
نامیده میشد.درآن زمان درآنجا کابینی قرار گرفته بود
که بابا
در آن اعتکاف می
نمودند و کار جهانی خود را انجام می دادند. که امروز تنها
نشان پی آن باقیمانده و خود کابین به دستور مهربابا جمع گردید. بالای
تپه به اتحادیه مهربابا تعلق دارد ولی زمین شیب دار تپه به املاک عمومی
تعلق دارد. مسیر تا بالای تپه توسط دکتر دانکین روشن گردیده بود و
مهربابا شخصاً گاهی گروه هائی را به بالای تپه می بردند. |
|
|
|
باغچه
مهرآزاد |
 |
|
|
|
این باغچه که در اطراف مهرآزاد است به احترام به مراقبت
های عاشقانه مهرا، گل های زیبائی رشد نمودن و فضای آن جا را زیبا
نمودند. در آن زمان کمبود ذخیره آب وجود داشت و این کار بسیار دشوار
بود. بابا هر روز از اطاقش به سمت سالن مندل ها می رفت و برمی گشت. در
نتیجه از این باغچه می گذشت. بعدها از این مکان برای تعداد زیادی فیلم،
فیلم برداری گردید. |
|
|
|
|